Published Jokes
90
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
تركه داشته براي رÙيقش تعري٠مي كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه Ù†Ú¯Ùˆ! رÙيقش ميگه: آخه چرا، Ú†ÙŠ شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالØÙŠØŒ منشي ما، اومد تو Ø¯ÙØªØ±Ù…ØŒ Ú¯ÙØª مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رÙيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم Ø±ÙØªØŒ بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رÙيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، Ú¯ÙØª امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب Ø±ÙØªÙ… خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم Ú¯ÙØª: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا Ùˆ خانوم بچه ها جمعند، براي من تولد Ú¯Ø±ÙØªÙ†ØŒ من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه Ù†Ú¯Ùˆ! رÙيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم!!!
Read More
89
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
زنه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم خال داره.
دكتره مياد معاينه كنه، تا دست ميزنه خاله پاك ميشه. چند وقت بعد دوباره همون زنه مياد، ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم خال داره . بازم تا دكتره دست ميماله، خاله پاك ميشه. خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه، تا اينكه دكتره يه بار ميگه : ببخشيد خانم، شوهر شما نجاره؟ زنه ميگه: آره،چطور مگه؟ دكتره ميگه: بهش بگين ازين
به بعد وقتي ميخواد ساك بزنه، مدادشو از پشت گوشش ور داره!!!
Read More
86
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
تركه كتاب ÙØ±ÙˆØ´ÙŠ Ø¨Ø§Ø²Ù…ÙŠ كنه، بعد از يك Ù‡ÙØªÙ‡ ميان درشو تخته مي كنند. رÙقاش ازش ميپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ ميگه: والله هيچي، ما Ùقط زده بوديم جلد دوم قرآن رسيد!!!
Read More
85
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
تركه صداش خيلي نازك بوده، ميره دكتر. دكتره بهش ميگه: تنها راه مداواي صداي شما اينه كه خايه هاتونو جراØÙŠ ÙƒÙ†ÙŠÙ…ØŒ درآريم. تركه ميگه:‌ نه مرسي اقاي دكتر، همين جور بهتره. خلاصه مي گذره Ùˆ بعد از يك مدتي تركه داشته تو دريا شنا ميكرده كه يه كوسه ميبينه، داد مي زنه: (با صداي نازك) كـمـك! كـمـك! ... (با صداي ÙƒÙ„ÙØª) كـــوســـه!!!
Read More
84
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
قزوينيه تو يك خرابه داشته يه بچه رو ميكرده، يه Ø¯ÙØ¹Ù‡ وسط كار، مي بينه دو تا ماشين كميته دارن ميان Ø·Ø±ÙØ´. زود خودشو ميزنه به غش. خلاصه كميته مياد Ùˆ مي بينه يك مرده بيهوش Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ رو زمين Ùˆ يك بچه هم واستاده بالا سرش. خلاصه ورش مي دارند مي برندش بيمارستان. بعد از يك مدتي قزوينيه مثلاً ‌به هوش مياد، ميگه: بالام جان، من كيم؟ اينجا كجاست ØŸ (با اشاره به بچه) Ø§ÙØ§ÙاÙÙ‡...! اينو كي كرده ØŸ!!!
Read More
1 Vote
83
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
يه تهرانيه Ùˆ يه اصÙهانيه Ùˆ يه تركه داشتن كنار خيابون ميشاشيدن. يه Ø¯ÙØ¹Ù‡ نيرو انتظامي ميرسه، به تهرونيه ميگن: مرتيكه! داري Ú†ÙŠ كار ميكني؟! ميگه: دارم مرگ بر شاه مينويسم. ميگن خوب اشكال نداره. به اصÙهانيه ميگن: تو داري Ú†Ù‡ غلطي مي كني؟! ‌ميگه دارم مينويسم: استقلال آزادي جمهوري اسلامي! بازم مي Ú¯Ù† خوب اشكالي نداره. نوبت به تركه ميرسه، هول ميشه نميدونسته Ú†ÙŠ بگه، ‌ميگه: آقا والله من سواد ندارم، بيا خودت بگير هر Ú†ÙŠ ميخواي بنويس!!!
Read More
82
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
زنه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من صدام يكم ÙƒÙ„ÙØªÙ‡ØŒ ‌مي خوام معالجش كنم. دكتره ميگه : ‌يه دارو هست ولي عوارض جانبي داره. زنه ميگه: اشكال نداره، Ùقط صدام خوب بشه. دكتره هم دارو رو براش مينويسه. بعد از يه مدت زنه بر ميگرده مطب دكتره، ميگه: ‌آقاي دكتر، دمت گرم! من صدام خوب شد، Ùقط رو سينم يه كم مو درآوردم كه اونم به تخمم!!!
Read More
80
Posted by
god 3111 days ago
Farsi Jokes
قزوينيه تو ص٠نون بوده ØŒ يه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. يه Ø¯ÙØ¹Ù‡ شاطره مياد بيرون، ميگه: نون تموم شد! ملت هم ميرن دنبال كار Ùˆ زندگيشون Ùˆ ص٠به هم ميخوره. قزوينيه شاكي ميشه، داد مي زنه:‌ نون تموم شد كه شد! ص٠چرا بهم ميزنيد!!!
Read More












